![]() |
![]() |
|
| دختر افریده شدم |
|
قابل توجه آقای حاج حسین مقدور
شما برای من پیام گزاشتید بدون هیچ آدرسی
حالا من چه جوری شما رو پیدا کنم؟
لطف کنید آدرس بزارید. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 2 مهر1386ساعت 4:43 بعد از ظهر توسط نیلوفر |
|
|
توجه...................................توجه
نمایش (زاویه) به کارگردانی آقای میثم زندی از
۸۶/۶/۱۷ در سالن نمایش نوشهر اجرا می شود.
با بازی خانم ساناز پورعلمی / خانم مرجان علی زاده
و آقایون : سعید مرادی / امید رستگار / میثم مشایخ
بابک شمس / مهرزاد مشایخ / هوشنگ توکلی /
غلام مسکین فام / حمید مسکین فام / نوری خزائی .
حظور گرم شما باعث خوشحالی ما می شود.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 10 شهریور1386ساعت 9:9 بعد از ظهر توسط نیلوفر |
|
|
توجه .................................................توجه
کسانی که به نمایش علاقه مند هستند مخصوصا
کسانی که در نوشهر و چالوس زندگی می کنند
به زودی نمایشی به کارگردانی آقای میثم زندی به
نام (( زاویه)) اثر غلام حسین ساعدی در نوشهر
اجرا می شود.
زمان دقیق برگزاری را بعدا به اطلاع می رسانم.
حظور گرم شما باعث خوشحالی ما می شود. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 شهریور1386ساعت 11:59 قبل از ظهر توسط نیلوفر |
|
|
به صلیب کشاندنم این دیوارهای من
این صبح های پاییزی این بهارهای من
پیچاندیم در این دوبیتی بی سلام خود
سردند شعله های آتش بیت های من
صدای شب شعر شاعران گرم است و
خواب اند این صداها و ترانه های من
شرمت گرفته از آوازهای کاغذی
از متن های دروغین و حرف های من
مرگ تنها بهانه و خاهش زندگی است
به این همه غریبگی و رازهای من
سطرهای آفتابی دلت کم شد
از این همه دست های آهنی،این چشم های من
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 شهریور1386ساعت 11:44 قبل از ظهر توسط نیلوفر |
|
|
سلام دوستان خوبم .
شرمنده که اپ نکردم و جواب پیام هاتون و ندادم.
اخه این چند وقته سرم خیلی شلوغ بود(شما به بزرگی خودتون ببخشید)
شما دوست دارید من بیشتر در مورد چی براتون بنویسم؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 شهریور1386ساعت 11:9 قبل از ظهر توسط نیلوفر |
|
|
بیا که حوض کوچکم امروز هم تنهاست
بیا که نوبت کوچ ماهی هیست
دل از نگاه اسمان پر زد
بیا که در عطش شوق این فرداست
شب است و ماه میهمان چاله ها،تنها
دلم پر از طلوع این دریاست
صدای پایباد است و چه چه اندوه
بیا که کاه گل تنم پر از غوغاست
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 11:17 قبل از ظهر توسط نیلوفر |
|
|
تصور کن یه شاخه گل رزی رو که گوشه ی حیات خونته
چقدر قشنگ،ظریف و دوست داشتنیه اما وقتی دست
دراز می کنی که بچینیش چقدر اون تیغ های کوچیکش
می تونه درد اور باشه!
راستش ما دخترا هم درست مثل همون شاخه
گل میتونیم در حین زیبایی و ظرافت خیلی خشن و
بی رحم باشیم!
پس: (دست زدن ممنوع)
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 11:26 بعد از ظهر توسط نیلوفر |
|
|
به نظر شما دختر یعنی چی؟
یعنی کی؟یا شاید بهتر باشه بپرسم شما چه جور
دختری رو قبول دارین؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 10:57 بعد از ظهر توسط نیلوفر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام
من نیلوفر هستم از نوشهر امیدوارم از این وب خوشتون بیاد. |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|